انیمیشن و قصهقارچ و خانوادهکودکانه

قصه قارچ کوچولو

این داستان برای سنین سه تا شش سال مناسب است.

برای آشنایی کودکان با نعمت های خدا، نیازی نیست تاثیرات علمی آن را مطرح کرد. فقط کافی است به زبان کودکانه آن را بیان کنیم و خدا را بابت دادن این همه نعمت های زیبا شکر کنیم. داستان زیر در مورد باران است که چطور می تواند دوستی هایی ایجاد کند.

یک بود، یکی نبود

یکی بود، یکی نبود، غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود.دریکی از روزهای خدا یکی از بزرگ ترین نعمت های الهی؛ یعنی بارون، خودش را به زمین تشنه رسانده بودوهمه جای زمین راآب می داد.

زمین خوشحال…پرندگان خوشحال…شکوفه ها هم خوشحال…همه وهمه شاد وخوشحال.

اماعزیزان من دراین موج خوشحالی قناری خوش آوازباپرهای خیسش دنبال جایی می گشت… این جا برو… آنجا برو…این طرف بگرد…آنطرف بگرد، اما خبری از جای مناسب برای پناه بردن از باران وجود نداشت… بچه ها قناری دیگه ناامیدشده بودوازراهی که رفته بود،برگشت…

دربین راه که برمی گشت ،همچنان خدارابه خاطر دادن این همه نعمت ،شکر می کرد.درهمین لحظه چشمش به قارچ کوچکی افتاد که قبلا آنجا نبود،خودش را به زیر قارچ کوچک رساند،تعجب سرتاسر وجودش را فراگرفته بود… باخود گفت خدای من چند لحظه پیش از اینجا آمدم ؛این قارچ کوچک پیدا نبود…

قارچ کوچولو

بله بچه قناری در زیرچترقارچ کوچک که با زورو زحمت جای گرفته بود، باران زیبا را تماشا می کرد. درهمین لحظه صدای جیک جیک ضعیف گنجشکی به گوشش رسیدکه دنبال جا می گشت…

قناری باخود گفت: این قارچ خیلی کوچکه جای کسی دیگرنمی شه ولی خدا را خوش نمیادمن اینجا باشم وگنجشک در زیر باران بماند،اوراصدا زدوگفت:دوست عزیز، بیا اینجا …بیا اینجا…گنجشک هم قبول کرد.

گنجشک وقناری به راحتی در زیر قارچ جای گرفتند،قناری از اینکه توانسته بود گنجشک را در زیر قارچی به آن کوچکی جای دهدخیلی تعجب کرده بودکه ناگهان صدای کمک خواستن چلچله به گوششان رسید،قناری گفت:شماهم بفرمایید …شماهم بفرمایید…

چلچله و گنجشک وقناری گرم صحبت بودند که بلبل خودش را به آنجا رساندبا اجازه وسلامی گرم در کنار آنها نشست…همه تعجب کردند که چگونه قارچی که با زحمت جای آنها شده بود بلبل هم در کنار آنها نشست.

خدای مهربون

سپس همه باهم با صدای بلند این شعر را خواندند:

خدای ما مهربونه             آب رو به قارچ می رسونه

کم کم بزرگ میشه قارچ     به اندازه ی سر پارچ

خداراشکرهمیشه             بهتر از این نمیشه

                                                              داستان وشعراز:کوروش زارعی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا